دسته‌ها
Uncategorized

از بس گفتند شانسی زده خسته شدم، دومی را هم زدم


به گزارش خبرورزشی، سیدمحمد میری شاید تا قبل از بازی با استقلال یک بازیکن چندان شناخته شده نبود. او در دیدار با استقلال و از فاصله‌ای ۴۰ متری با یک شوت ناگهانی دروازه سیدحسین حسینی را گشود تا یک‌شبه مشهور شود. همه سراغ این هافبک تدافعی نساجی مازندران را می‌گرفتند، اما بودند برخی افرادی که مدعی شدند گل میری به استقلال شانسی و یک اتفاق بود اما… سیدمحمد میری در دیدارحساس تیمش برابرسپاهان در ورزشگاه نقش جهان اصفهان دوباره مشابه همان گل را زد تا به همه اهالی فوتبال ایران ثابت کند در گلزنی از فواصل دور و بعید تخصص دارد. با زننده تک‌گل زیبا و ۳ امتیازی نساجی مازندران دقایقی گپ زدیم که ماحصل آن را می‌خوانید.

قبل از هر چیز درباره نقش ویژه خودت در پیروزی بزرگ نساجی مازندران در اصفهان بگو.
به نظرم همه تلاش کردند این موفقیت حاصل شود. تیم ما در ۸ بازی اخیر خود و از زمانی که آقای محمود فکری به تیم اضافه شده باختی را تجربه نکرده است. خوشحالم من هم عضو کوچکی از مجموعه نساجی هستم که از مالک و مدیرعامل بگیرید تا سرپرست، کادر فنی، بازیکنان، گروه پزشکی، کادر رسانه و تدارکات و همه و همه متحد و همدل هستیم. رمز موفقیت تیم نساجی مازندران هم همین یکدلی و وحدت خاص است.

ولی عجب گلی زدی! دفعه اول بی‌تعارف خودمان هم فکر می‌کردیم شاید شانسی بود، اما گل‌هایی می‌زنی که فقط کریم باقری می‌زد.
نه آقا! ما کجا و آقاکریم باقری کجا؟ البته ما در کادر فنی خودمان آقامحمود فکری و آقاسیروس دین‌محمدی را داریم که شوتزنان بزرگی بودند. خودم هم از بس شنیدم گل به استقلال شانسی بوده خسته شدم. گفتم یک گل شانسی دیگر هم بزنیم که دیگر دست بردارند! (می‌خندند).

خودت اهل گیلان هستی؟
بله، من اهل بخش رودبنه حوالی شهرستان لاهیجان استان گیلان هستم. افتخار هم می‌کنم یک گیلانی هستم.

الگوی تو چه کسی است؟
همشهری خودم حمیدرضا منصوری که زمان خودش بهترین گلزن استان گیلان و یک اسطوره در سپیدرود رشت است.

بله، مهاجم فوق العاده‌ای دردهه ۶۰ درترکیب تیم سپیدرود و به ویژه منتخب گیلان بود که گل‌های زیبایی هم به احمدرضا عابدزاده زد و به خاطر شهرستانی بودن به حق خودش در تیم ملی نرسید. منصوری مهاجمی شش‌دانگ، سرزن، گلزن، سرعتی بود و خلاصه آنکه همه ویژگی‌های یک مهاجم ممتاز را داشت. با او در ارتباطی؟
همیشه قبل و بعد از بازی‌های نساجی لطف می‌کند، با من تماس می‌گیرد و احوالم را می‌پرسد.

همبازیانت هم خیلی با آن گل تو شوخی کردند؟
ما در تیم نساجی با هم بسیار صمیمی هستیم. همه با هم رفیق هستیم. بچه‌ها هم با من زیاد شوخی می‌کردند و بعد از گل زدن به استقلال می‌گفتند شانسی بوده و سر به سرم می‌گذاشتند.

این بار با گلی که به سپاهان اصفهان زدی ثابت کردی شانسی نزدی. روی این شوت‌ها تمرین داری؟
از گذشته و زمانی که در ملوان انزلی بودم خیلی روی شوتزنی کار می‌کردم. الان هم در تمرینات با علیرضا حقیقی دوست خوبم که واقعاً حقش دعوت به تیم ملی است خیلی کری می‌خوانیم. این کری‌ها باعث شده پیشرفت کنم و با کمک همبازیانم این گل‌ها را بزنم.

البته از قدیم گفته‌اند تا سه نشه بازی نشه! نمی‌خواهی در ادامه لیگ سومین گل راه دور خودت را بزنی؟
(می‌خندد) ان‌شا‌ءا… به کمک همبازیانم چشم! تا سه نشه بازی نشه، اما واقعاً کار راحتی نیست. باید فضا و شرایط برای شوتزنی مهیا باشد.

آخرین مورد عجیب در مورد تو این است که شوت‌هایت را بدون دورخیز می‌زنی و این حیرت‌انگیز است.
در تمرینات خیلی کار می‌کنم و خداوند هم این لطف را در حق من انجام داده است.

شنیدیم کمی هم مصدوم بودی و قرار نبود جلوی سپاهان بازی کنی.
احساس درد داشتم. قبل از بازی به آقای فکری گفتم درد دارم، اما چون کمبود بازیکن داشتیم باید بازی می‌کردم. خدا را هم شکر می‌کنم که مؤثر بودم و توانستم گل برتری تیم خودم را بزنم.

ظاهراً در قائمشهر هم کلیپ‌های زیادی درباره قدرت شوتزنی تو ساخته‌اند.
قائمشهری‌ها و همه مردم مازندران فوق العاده هستند. نساجی طرفداران بسیار پرشورو خونگرمی دارد که عاشقانه تیم محبوب خود را ستایش می‌کنند. واقعاً مدیون این عزیزان هستم. دو سالی که اینجا هستم برای من پر از خاطره بوده است. دست تک‌تک هواداران نساجی مازندران را می‌بوسم و ازهمه آن‌ها بابت لطف و حمایت بی‌دریغ تشکر می‌کنم.

دسته‌ها
Uncategorized

میراسماعیلی؛ تهدید به مرگ شدم!


خبرورزشی/ حسن صفوی؛ تعلیق جودوی ایران این روز‌ها شاید یکی از دغدغه‌های اصلی مسئولان ورزش ایران است. مسئولان کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش و جوانان و مسئولان فدراسیون جودو این روز‌ها در جلسات مکرر برای حضور در دادگاه بین‌المللی CAS مدارک و اسناد را آماده می‌کنند. آرش میراسماعیلی رئیس فدراسیون می‌خواهد سایه تعلیق را هم از سر جودو رد کند، حتی رشوه و تهدید به مرگ هم باعث نشد تا از کار دست بکشد، اما رئیس فدراسیون جودو مدعی است که او به مردم و کشورش وفادار است و هیچ تهدیدی حتی مرگ کار‌ساز نیست.

آقای میراسماعیلی از جلسه رئیس کمیته ملی المپیک در فدراسیون جودو برایمان بگویید.
حضور آقای صالحی‌امیری در فدراسیون جودو دلگرمی برای مسئولان فدراسیون جودو و اهالی این رشته بود. به نوعی سال‌هاست که این کار انجام نمی‌شد و این یک رویه مناسبی بود. حضور رئیس کمیته ملی المپیک در فدراسیون جودو برای ما خیلی ارزشمند بود. برخی پیشکسوتان، رؤسای هیئت‌ها و مسئولان فدراسیون در این دیدار حضور داشتند و دقایقی را با رئیس کمیته ملی المپیک گفتگو کردند.

در دیدار خصوصی شما با صالحی‌امیری در فدراسیون درباره مسائل جودو و رفع تعلیق هم صحبت کردید؟
بله، یک دیدار عمومی با حضور رسانه‌ها بود و بعد هم ملاقات خصوصی که درباره مسائل این روز‌های جودو و دادگاه بین‌المللی CAS صحبت کردیم. مسئولان کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش و جوانان و فدراسیون جودو از سال قبل رایزنی‌ها را شروع کردند و حتی دیدار‌هایی با مسئولان IOC داشتند. کمیته ملی المپیک، وزارت ورزش و جوانان و ما در فدراسیون جودو هماهنگی‌هایی داشتیم که جزو معدود کار‌هایی است که به صورت واحد انجام دادیم. در واقع این اتفاقات نشان می‌دهد که هیچ شکافی بین این مجموعه‌ها وجود ندارد.

لایحه دفاعیه در دادگاه بین‌المللی CAS با مشورت مسئولان ورزش نوشته شده؟
بله، با مشورت مسئولان ورزش و وکلای مشخص شده لایحه به صورت کاملاً هماهنگ شده تنظیم و نوشته شده است. هفته پیش جلسه ۴ ساعته‌ای با مهدی علی‌نژاد و وکیل پرونده داشتیم. در این جلسه ۴ ساعته نظرات مسئولان وزارت ورزش و مسائل ضروری در پرونده را در لایحه آوردیم. جلسه‌ای در این هفته با شاهدان پرونده با حضور وکیل پرونده داریم، برای تکمیل نهایی لایحه پرونده، ما در حضور صالحی‌امیری، پیشکسوتان و مسئولان فدراسیون جودو درد دل‌هایی داشتیم تا جامعه جودو و ورزش بدانند که ما با سیلی صورت خودمان را سرخ نگه داشتیم.

اگر ممکن است شفاف‌تر در این رابطه صحبت کنید.
همه می‌دانند اگر این تعلیق قطعی شود، سیلی که ما خوردیم به خاطر کشورمان و چارچوب‌های نظام بوده است. طبیعتاً ما هم انتظار داریم در داخل کشور حمایت شویم چراکه سعی ما برای استفاده از تعلیق به عنوان فرصت بوده تا زیر ساخت‌ها را آماده‌تر کنیم، توجه به پایه‌ها و جمعیت آماری جودو در این مدت مد نظر ما بود. در این مدت سعی ما بر این بود که شرایط خوبی را در داخل برای جودو فراهم کنیم، اما واقعاً هنوز از لحاظ بودجه‌ای شرایط خوبی نداشتیم. فدراسیون جودو ۶۵ درصد از بودجه ۳ میلیاردی اش را گرفته است. ما سال قبل تلاش‌های زیادی کردیم همان خانه کشتی صورت‌جلسه شده را تحویل بگیریم، اما این کار انجام نشد. کلاس‌های آموزشی در ورزشگاه شهید افراسیابی برگزار می‌شود. خانه جودو نداریم. جودو در ایران مثل بقیه رشته‌ها نیست، به همین دلیل بودجه ما کم است. اسپانسر‌ها با یک شرایط سخت می‌آیند. با این همه تبلیغات منفی که سال قبل شبکه‌های معاند علیه ما داشتند؛ انتظار داشتیم در داخل کشور بیشتر از ما حمایت شود، اما نشد. ما از بیرون کشور سیلی خوردیم و انتظار حمایت داشتیم.

بعد از دادگاه CAS احتمال دارد جودوی ایران روز‌های خوبی را تجربه کند؟
واقعاً از سال قبل تا حالاما روز‌های سختی داشتیم، از جانم و خانواده‌ام برای جودوی ایران مایه گذاشته‌ام، چون عاشق جودو هستم. سعی ما بر این بوده هر چه در توان داریم برای همبستگی جودو بگذاریم تا شرایط را برای نتیجه در سال‌های آینده فراهم کنیم. حالا یک گروه هستیم که تلاش می‌کنیم تعلیق جودو رفع شود. در این مدت شبکه‌های معاند خیلی علیه من تبلیغات منفی کردند و متأسفانه بعضی‌ها در داخل با آن‌ها همکاری کردند.

درست است شما را تهدید به مرگ کرده‌اند. آیا این موضوع ربطی به فدراسیون جهانی جودو دارد؟
بله، چند وقت قبل در فضای مجازی و با پیامک تهدید به مرگ شدم، اما وقتی این تهدید‌ها جواب نداد سعی کردند از در دوستی وارد شوند و پیشنهاد رشوه زیادی را به من دادند تا از مواضع خودم عقب بکشم و به نوعی شرایط را برای آن‌ها مهیا کنم. این کار فداسیون جهانی نبود و توسط افرادی است که همیشه علیه نظام بوده‌اند. خدا را شکر همه می‌دانند که میراسماعیلی سرباز کشورش بوده و هست. به نوعی بالاترین عدالت برای من اخلاق بوده و من همیشه عرق به کشورم را با همه وجود نشان داده‌ام. این موضوع را همه ورزشکاران و جودوکاران بدانند که من به کشورم و مردم عزیز ایران وفادار هستم. نه پول و نه تهدید نمی‌تواند به هیچ عنوان نظرم را عوض کند و با همه قدرت پای این پرونده می‌مانم.

دسته‌ها
Uncategorized

به استقلال گل زدم ۶ ماه محروم شدم!



به گزارش خبرورزشی، بهزاد داداش‌زاده از جمله فوتبالیست‌هایی است که سابقه بازی در استقلال و پرسپولیس را در کارنامه ورزشی خود دارد. هافبک اسبق سرخابی‌ها در مصاحبه‌ای حرف‌های جالبی بر زبان آورد که متن آن در زیر از حضورتان خواهد گذشت.

چطور شد پرسپولیس شدید؟

داستان از آنجایی آغاز شد که من در استقلال رشت حضور داشتم، در جام حذفی با قرمزپوشان تهرانی رودرو شدیم، من در مجموع ۲ بازی رفت و برگشت نمای‌هایش خوبی را به اجرا گذاشتم، بعد از مسابقه‌ای که در رشت برگزار کردیم من با ناصر محمدخانی و فرشاد پیوس عکس یادگاری گرفتم که همه گفتند این بازیکن در آینده‌ای نزدیک پرسپولیسی می‌شود.

بعد از این بازی پیشنهاد پرسپولیس به شما رسید؟

استارت پرسپولیسی‌شدن من از این بازی استارت خورد، به تیم امید دعوت شدم و با امارات بازی داشتیم، پرسپولیس در همان روز با المحرق بحرین بازی داشت، من در دقیقه ۴ با حرکت انفرادی دروازه امارات را باز کردم، بعد‌ها اطرافیان علی پروین تعریف کردند پس از این گل او رو کرد به اطرافیانش و گفت وقتی برگشتیم تهران اولین کاری که انجام می‌دهید این است که داداش‌زاده را پرسپولیسی کنید.

استقلال رشت رضایت‌نامه داد؟

آن‌ها برای دریافت رضایت‌نامه من ۷۰۰ هزار تومان پول دریافت کردند من این موضوع را بعد از ۲ سال بعد متوجه شدم، در ابتدا مخالف سرسخت حضور من در این تیم بودند، اما در ادامه با وساطت یکی از اعضای هیات مدیره استقلال رشت رضایت‌نامه‌ام صادر شد.

اولین جمله‌ای که علی پروین به تو گفت را به خاطر داری؟

او به من گفت برای اینکه پرسپولیسی شوی باید ۳۰۰ هزار تومان هم پول بدهی.

شما چه پاسخی به او دادید؟

در آن زمان تیم جنوب اهواز مرا می‌خواست و پول خوبی نیز به من می‌داد، به علی آقا گفتم من از این پول‌ها ندارم بدهم و اگر مرا نمی‌خواهید بر خلاف میل باطنی‌ام که پرسپولیسی هستم مجبور به اهواز بروم که در نهایت علی آقا اجازه داد در پرسپولیس بازی کنم.

برخورد بازیکنان پرسپولیس به عنوان بازیکن تازه‌وارد با تو چگونه بود؟

برخورد همه به جز یکی، ۲ نفر خوب بود.

این ۲ نفر چه برخوردی داشتند که برایتان جالب نبود؟

خب حسادت‌های فوتبالی وجود داشت و دارد و این نفرات رفتار خوبی با من نداشتند، آن‌ها دوست نداشتند در پرسپولیس موفق باشم.


می‌توانی این ۲ نفر را نام ببرید؟

اسم نبرم بهتر است، این طور نیست؟

به هر حال اتفاقی است که افتاده است، اسم می‌برید؟

حسن شیر محمدی، حمید روزبهانی. من هافبک بودم و این‌ها رابطه خوبی با من نداشتند.

آن‌ها توانستند برای شما مشکلی ایجاد کنند؟

نه، من بازیکن دونده و جنگنده‌ای بودم خود علی پروین انتخابم کرده بود و برای همین کوچک‌ترین کاری نتوانستند انجام دهند.

علی پروین به شما اعتقاد داشت؟

در همان روز‌های اول حضورم علی پروین گفت با توجه به این من در پست هافبک راست و میانی بازی دارم اگر می‌خواهی فیکس بازی کنی باید در پست هافبک چپ به میدان بروی. من هافبک راست بودم، اما این‌قدر تمرین کردم که پای چپم بهتر از پای راستم شد. البته نقش علی پروین در این راه زیاد بود.

چرا؟

او به بازیکنان اعتماد به نفس می‌داد. من یاد می‌آید در بازی با العربی قطر همه بازیکنان را دریبل می‌زدم، اما چون بازیکن پای راست بودم در هنگام سانتر کات بیشتری به توپ می‌دادم و ضربه‌ام به اوت می‌رفت، اما علی پروین این قدر تشویق کرد تا نقطه ضعفم را قوی کنم.

علی پروین مربی بداخلاقی بود؟

او بسیار با معرفت بود، هوای همه را داشت، اما وقتی شکست می‌خوریدم ناراترین فرد کره زمین بود، از شکست متنفر بود و جوری بازیکنان را نگاه می‌کرد که همه حتی بزرگای تیم حساب کار دستشان می‌آمد.

چند سال در پرسپولیس حضور داشتید؟

۵ سال

چی شد از این تیم رفتید؟

وقتی علی پروین از پرسپولیس رفت من هم به بهمن رفتم، آن موقع یک اپل گرفتم و قرارداد ۷ میلیون تومانی امضا کردم، به علی آقا زنگ زدم تا رخصت بگیرم او گفت از پرسپولیس نرو من بر می‌گردم، عابدینی هم گفت پرسپولیس مال پروین است و به زودی بر خواهد گشت. در آن مقطع قرار بود فیروز کریمی کار خدمت را انجام دهد. به خاطر هواداران برگشتم و بعد برای خدمت سربازی به پیام رفتم، نیم فصل که تمام شد سرباز نبودم، اما بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ام را انجام داد.

چرا؟

به عابدینی زنگ زدم و گفتم اگر اجازه بدهید من تا پایان فصل بمانم، کاپیتان پیام بودم و مربیان و بازیکنان از من خواستند تا فصل تمام شود در این تیم بمانم و این کار را به خاطر رفاقت انجام دادم. همان موقع پرسپولیس خداداد عزیزی را به جای من به عنوان یار کمکی به جام باشگاه‌های آسیا برد.

فصل تمام شد به پرسپولیس بر نگشتید؟

حمید درخشان جایگزین استانک در پرسپولیس شد و به عابدینی اعلام کرد من احمدرضا عابدزاده، حسین عبدی، بهزاد داداش زاده و چند نفر دیگر را نمی‌خواهم.

دلیل این نخواستن چه بود؟

او نمی‌خواست با بازیکنانی که همبازی بود در پرسپولیس کار کند، روزی که برای دریافت رضایت‌نامه ام به باشگاه رفتم درخشان هم نشسته بود، او گفت به صورت قرضی برو و بعد برگرد، اما من گفتم با توجه به این که این اتفاقات رخ داده است ناراحت هستم و باز هم اشتباه کردم. باید به حرف مدیرعامل وقت پرسپولیس گوش می‌کردم.

 

آن بازیکنانی که درخشان گفته بود نمی‌خواهم برگشتند به جز شما؟

گفتم که اشتباه کردم، عابدینی با دلیل و منطق به درخشان ثابت کرد در ایران بهتر از این‌ها وجود ندارد و می‌توانند به پرسپولیس کمک کنند.

بعد علی پروین آمد، اما برنگشتید؟

وقتی علی پروین به پرسپولیس برگشت من رفتم باشگاه ذوب‌اهن و پول سال دوم قراردادم را دادم، خانه‌ام را پس دادم، رفتم با علی پروین صحبت کردم و او مرا می‌خواست، اما عابدینی به پروین گفته بود هر بازیکنی را می‌خواهی جذب کن به جز داداش‌زاده. علی آقا گفت از دست تو خیلی ناراحت است و من به ذوب‌آهن برگشتم. در اصفهان عملکرد خوبی داشتم و تصمیم گرفتم به تهران برگردم.

به تهران برگشتید، اما به یونان رفتید و بعد سر از استقلال درآورید؟

آن موقع عابدینی در فوتبال قدرت داشت و من به هر تیمی می‌خواستم بروم صحبت می‌کرد که این اتفاق رخ ندهد، حتی نتوانستم به استقلال رشت که ناصر حجازی سرمربی بود بروم، در آن شرایط یکی از دوستان پیشنهاد داد به یونان بروم.

چرا در یونان فوتبال بازی نکردید؟

من و محمد مومنی به یونان رفتیم، مسوولان تیم یونانی از عملکرد ما رضایت کامل داشتند، فقط گفتند باید ۶ ماه در این کشور بمانیم تا ۲ بازیکن خود را اخراج و با ما قرارداد امضا کنند، من ۲ ماه ماندم، اما به خاطر اینکه خانه‌ام در اصفهان و همسر و فرزندم که تازه به دنیا آمده بود در رشت بودند خسته شدم، مومنی با کامران منزوی صحبت کرد و من استقلالی شدم.

دوران حضورت در استقلال کوتاه بود؟

کوتاهش کردند.

چه کسانی؟

من زمانی که سکوموروخوف سرمربی استقلال بود بازیکن فیکس بودم و او اعتقاد زیادی به عملکرد فنی‌ام داشت، اما وقتی منصور پورحیدری آمد اعتقادی به عملکرد فنی‌آم نداشت، وی حتی در تیم ملی‌ام بود دعوتم نمی‌کرد. خوب بازی می‌کردم و حتی پس از پایان فصل من و چند بازیکن دیگر به صورت قرضی راهی استقلال قزوین شدیم و این تیم را از دسته سوم به دسته دوم آوردیم، قراردادم را به خاطر فتح‌الله‌زاده و هواداران استقلال یک فصل دیگر تمدید کردم، اما اشتباه کردم.

با مرحوم پورحیدری حرف نزدی؟

خیلی، به عنوان بازیکن به نظر او احترام می‌گذاشتم، می‌گفت من تو را برای بعضی بازی‌ها می‌خواهم، هواداران در هر بازی تشویقم می‌کردند، اما متاسفانه پورحیدری روی رفتار خود پافشاری می‌کرد، بازی با تراکتور مرا به زمین برد و گل زدم، اما دیگر حتی بازی‌ام نداد و از فهرست تیم خط می‌زدم خدا ایشان را رحمت کند، اما با زندگی ورزشی‌ام بازی می‌کرد. فرق او با علی پروین این بود که هر کس را نمی‌خواست می‌گفت و فوتبالش را نابود نمی‌کرد. شاید برخی‌ها به هاشمی نسب احترام نگذارند، اما پروین او را عاقبت به خیر کرد و اجازه داد به تیمی برود که پول بگیرد و زندگی‌اش را متحول کند.

در آن شهراورد جنجالی گل زدی که حاشیه‌های زیادی به همراه داشت؟

در دقیقه ۵۴ روی ارسال محسن عاشوری گل زدم، مدافعان استقلال تمام حواسشان به فرشاد پیوس و علی دایی بود و از من غافل شدند. یک خاطره جالب هم دارم.

 

چه خاطره‌ای؟

بعد از زدن گل به سمت هواداران پرسپولیس رفتم، آن‌ها که خیلی خوشحال بودند من را به سمت خودشان می‌کشیدند. بازیکنان پرسپولیس هم پایم را می‌کشدند تا هواداران مرا به داخل سکو‌ها نبرند.

بعد از این بازی ۶ ماه محروم شدی؟

من همیشه از داریوش مصطفوی این سوال را می‌پرسم که چرا محرومم کردید و او می‌گوید امیر حسین فتحی این کار را انجام داد، حالا می‌خواهم از فتحی که از باشگاه استقلال به مجموعه ورزشی انقلاب رفته است بپرسم چرا ناعادلانه محرومم کردید؟ آیا شادی کردن در شهرآورد پس از زدن گل جرم بود. من به استقلال در بزگ‌ترین بازی فوتبال ایران گل زده بودم و حق داشتم شادی کنم، اما «امیر حسین فتحی» که در آن ایام رییس کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال بود ۶ ماه محرومم کرد.

به عنوان هم استانی از سیروس قایقران خاطره‌ای دارید؟

تا دلتان بخواهد

یکی از آن‌ها را برایمان تعریف کن؟

تازه به تیم امید دعوت شده بودم، از استان گیلان ۶ بازیکن در تیم امید حضور داشتند، قبل از ما تیم بزرگسالان تمرین می‌کرد، وقتی تمرین آن‌ها تمام شد مرحوم سیروس قایقران ماند تا عملکرد ما را تماشا کند، بعد اجازه‌مان را از حسن حبیبی گرفت و شام بیرون برد و میهمان کرد، او یک اسطوره بود. مردی که یادش تا ابد در تاریخ فوتبال ایران ثبت شده است.